أبو نصر الفارابي

مقدمة 31

فصوص الحكمة ( شرح الغازاني وحواشي الداماد )

پل كراوس « 1 » شايد اوّلين كسى بود كه اين استدلال را مطرح كرد كه نثر مسجّع فصوص ومترادفات ومكرّرات منسجم آن در عين ايجاز با شيوهء نگارش فارابى منافاة دارد . « 2 » أستاذ دانش‌پژوه نيز هماوا با وى بر آن بود كه : « سبك فصوص با روش نگارش شناخته شدهء فارابى سازگارى ندارد وشايد با روش ابن سينا بهتر بسازد . چه أو با اين گونه سخنان كوتاه وگنگ وآميختهء با استعارات وابهامات در إشارات ورساله‌هاى تمثيلى وجز اينها آشنايى دارد ولى فارابى را چنين سبكى نيست . » « 3 » 1 - 3 . شمارى از اصطلاحاتى كه در اين رساله به كار رفته ، در آثار فارابى يا به چشم نمىخورد ويا در معاني ديگر به كار رفته‌اند . دكتر خليل الجرّ در اين باره مىنويسد : « بعضي از اصطلاحاتى كه نزد مؤلّف فصوص خيلى رايج است ، از اصطلاح وفرهنگ فارابى يا به دور است ويا آن اصطلاحات در نزد وى داراى معاني مختلف ديگرى است . از اين جمله است كه مؤلّف فصوص هيچ اختلافى بين روح ونفس قائل نمىشود واصطلاحات مرجّحى را براي روح به كار مىبرد ووقتي كه مىخواهد از قواى نفس گفتگو كند ، آنها را تحت عنوان « قوى روح الإنسان » به كار مىبرد . بر عكس فارابى همه جا وهميشه كلمهء نفس را به كار مىبرد ووقتي كه مىخواهد از روح گفتگو كند ، كلمهء نفس حيواني را استعمال

--> ( 1 ) . P . kraus . ( 2 ) . ر . ك : أفلوطين عند العرب ، ص 270 . ( 3 ) . ديباچهء شرح فصوص الحكمة ، صفحهء پنج .